پرت وپلاهای من

سلام به دوستای عزیز خودم....

من تو این مدت نه حرفی واسه گفتن داشتم ،نه حوصله آپ کردن...

الان هم فقط اومدم عید و تبریک بگم...

ایشالا سال خیلی خوبی در پیش رو داشته باشین....

ببببببببووووووسسسسسسسسسماچقلب

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢٩ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط sahar محبت () |

 

I dreamed I had an interview with
god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی
داشتم

I dreamed I had an interview with
god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی

God asked

خدا گفت

So you would like to interview me

پس می خواهی با من گفتگو کنی

 

I said ,If you have the time

گفتم اگر وقت داشته باشید

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است

What questions do you have in mind
for me

چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی
از من بپرسی

What surprises you most about human
kind

چه چیز بیش از همه شما را در مورد
انسان متعجب می کند

God answered

خدا پاسخ داد

 

That they get bored with child hood

این که آنها از بودن در دوران کودکی
ملول می شوند

They rush to grow up and then

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد

long to be children again

حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their health to make
money

اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن
پول می کنند

and then

و بعد

lose their money to restore their
health

پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند

That by thinking anxiously about the
future

اینکه با نگرانی نسبت به آینده

They forget the present

زمان حال را فراموش می کنند

such that they live in nether the
present

آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می
کنند

And not the future

نه در آینده

 

That they live as if they will never
die

این که چنان زندگی می کنند که گویی ،
نخواهند مرد

and die as if they had never lived

و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده
اند

God’s hand took mine and

خداوند دستهای مرا در دست گرفت

we were silent for a while

و مدتی هر دو ساکت ماندیم

And then I asked

بعد پرسیدم

As the creator of people

به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you
want them to learn

می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی
را یاد بگیرند

God replied with a smile

خداوند با لبخند پاسخ داد

To learn they can not make any one
love them

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را
مجبور به دوست داشتن خود کرد

 

but they can do is let themselves be
loved

اما می توان محبوب دیگران شد

 

To learn that it is not good to
compare themselves to others

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با
دیگران مقایسه کنند

To learn that a rich person is not
one who has the most

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که
دارایی بیشتری دارد

but is one who needs the least

بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn that it takes only a few
seconds to open profound wounds in
persons we love

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می
توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که
دوستشان داریم ایجاد کنیم

and it takes many years to heal them

ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن
زخم التیام یابد

To learn to forgive by practicing
for giveness

با بخشیدن بخشش یاد بگیرند

T o learn that there are persons who
love them dearly

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را
عمیقا دوست دارند

But simly do not know how to express
or show their feelings

اما بلد نیستند احساسشان را ابراز
کنند یا نشان دهند

 

To learn that two people can look at
the same thing

یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک
موضوع واحد نگاه کنند

 

and see it differently

اما آن را متفاوت ببینند

 

To learn that it is not always
enough that they be forgiven by
others

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران
آنها را ببخشند

 

The must forgive themselves

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند

 

And to learn that I am here

و یاد بگیرند که من اینجا هستم

Always
همیشه

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٧ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط sahar محبت () |

قرار نیست  چون دوستت دارم، چون عشقم آتشین است، بنشینم و توهین بشنوم. قرار نیست خودم را به خریت بزنم که نمی دانم قضیه چیست. قرار نیست تو عصبانی بشوی و من همیشه معذرت بخواهم. قرار نیست ساکت باشم و هر چه که تو می گویی گوش کنم. قرار نیست چون دوستت دارم مسئول تفکرات تو در مورد خودم باشم. قرار نیست چون دوستت دارم التماست کنم که دوستم بداری. قرار نیست که آویزانت باشم. قرار نیست که تحقیرم کنی. قرار نیست مرا از خود برانی و من لبخند بزنم. مرا برانی و من بمانم. قرار نیست چون دوستت دارم بشوم کسی که تو می خواهی. که تغییر کنم. بشوم کسی که دوست ندارم.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٥ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط sahar محبت () |

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم،وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم،پر پروانه شکستن هنر انسان نیست،گر شکستیم به غفلت من و مایی نکنیم،یادمان باشد سر سجاده عشق،جز برای دل محبوب دعایی نکنیم.فرشته

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳٠ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ توسط sahar محبت () |

سلام دوستای عزیز خودم..

میدونم الان میخواین منو بزنین......خوب حق همدارید الان تقریبا دو ماه که آپ نکردم..

خوبین؟خوشین؟زندگی بر وفق مراد هست؟

الان داشتم تو نت میچرخیدم یهویی دلم واسه اینجا تنگ شد گفتم بیام یه چیزی بنویسم.

اونقد آپ نکردم که نمیدونم چی بنویسم.....دلیل آپ نکردنمم بیشتر به خاطر همین بود.

ایشالا اگه وقت کنم زود زود اینجا رو به روز میکنم.

حالا فعلا اینو داشته باشید با بعد:

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کسو مثل اون دوست نداشته باشی 
و از کسی که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شایدهیچ وقت هیچ کس تو رومثل اون دوست نداشته باشه 

تا بعد

باییییی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط sahar محبت () |

سلام به دوستای گل خودم.

خوبین عزیزای من؟دلم براتون کلی تنگ شده بود...

ببخشید که یه مدت طولانی نبودم....آخه اصلا حوصله آپ کردن نداشتم و همچنین حرفی برای گفتن.

این روزا همه امتحان دارن ولی من چون مرخصی گرفتم راحتم.

از بی کاری هم خسته شدم.....نمیدونم چی کار بکنم.

فعلا همین

تا بعد

بایییییی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٥ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط sahar محبت () |

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با این که بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی


کی با یه جمله مثل من میتونه ارومت کنه

اون لحظه های اخر از رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

اخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی  

 

شادمهر عقیلی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٧ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ توسط sahar محبت () |

سلام به دوستای خوبم

از این همه تاخیر واقعا شرمندم ولی باور کنید اصلا حوصله آپ کردن نداشتم.

امسال عید هم بنا به دلایلی مسافرت نرفتم و تو خونه موندم(حالا انگار مثلا همیشه میرفتمنیشخند).کلا عید بدی نبود.مخصوصا چند روزشو خیلی دوست داشتم.

امیدوارم که سال ٨٩ واسه همه سال خوب و با برکتی باشه.

دوستون دارم هوارتا....

تا بعد.

بااااااااییییی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٢ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط sahar محبت () |

سلام به دوستای گلم

خوبین؟ببخشید که ١ ماه نبودم.باور کنید سرم خیلی شلوغ بود.ساعت ها هم که ماشالا مسابقه دو گذاشتن،آدم نمیدونه از کدوم ور صبح میشه از کدوم ور شب.

از امتحانام بگم که خدارو شکر همه رو قبول شدم و خیالم از بابتشون راحت شد.این ترم رو هم مرخصی گرفتم تا شاید بتونم واسه مهمان داءم اقدام کنم.

دیگه اینکه چند روز پیش دوباره امتحان جذب مدرس دادم که از شانس من شدم ٧٩ .سقفش ٨٠ بود من هم ١ نمره کم آوردم.الان هم دارم دیوونه میشم.

دیگه هیچ خبر خاصی ندارم.امیدوارمم که مدی جونمم هر چه زودتر مشکلش حل بشه و همیشه خوشحال باشه.

دوستون دارم

باییییییی

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٤ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط sahar محبت () |

سلام به دوستای عزیزِ خودم

خوبین دوس جونام؟امتحاناتون که تموم شده؟

امتحانای من که چهارشنبه تموم شد و من پنجشنبه برگشتم خونمون،ولی تو این ١ ماه اونقدر تنبل شدمخمیازه که اصلا حوصله آپ کردن نداشتم ولی به خودم گفتم تنبلی دیگه بسه پاشو برو آپ کن.و این است که الان اینجامنیشخند.

امتحانام هم بد نبودن.

امروز هم یه کوزت تمام عیار شده بوم.اتاقم اونقد نامرتب بود که کلی طول کشید تا تمیز بشه.خیلی هم خسته شدماوه

دیگه فعلا همینا

تا بعد

دوستون دارمقلبماچبغل

بااااااییییییبای بای

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٥ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ توسط sahar محبت () |


Design By : Night Skin

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست