قرار نیست  چون دوستت دارم، چون عشقم آتشین است، بنشینم و توهین بشنوم. قرار نیست خودم را به خریت بزنم که نمی دانم قضیه چیست. قرار نیست تو عصبانی بشوی و من همیشه معذرت بخواهم. قرار نیست ساکت باشم و هر چه که تو می گویی گوش کنم. قرار نیست چون دوستت دارم مسئول تفکرات تو در مورد خودم باشم. قرار نیست چون دوستت دارم التماست کنم که دوستم بداری. قرار نیست که آویزانت باشم. قرار نیست که تحقیرم کنی. قرار نیست مرا از خود برانی و من لبخند بزنم. مرا برانی و من بمانم. قرار نیست چون دوستت دارم بشوم کسی که تو می خواهی. که تغییر کنم. بشوم کسی که دوست ندارم.

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدی

[ماچ]سلام عزیزم برو نوشته گوشه سمت راست وبلاگ قبلیم رو بخون www.madikhanoom.blogsky.com اگه لازم شد کس دیگه هم بخونه[گل]

مدی

نمیخواد بری عزیزم خودم برات مینویسم فقط تا آخرش بخون *************** همسفر! در این راه طولانی که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویاهامان یکی. هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است عزیز من! دو نفر که عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است. عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست . من از عشق زمینی حرف

مدی

ادامه: من از عشق زمینی حرف می‌زنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری. عزیز من! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد . بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید . بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل . اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست . سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است. بیا بحث کنیم. بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم. بیا کلنجار برویم . اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم. بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا که حس می‌کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم. من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم. بی‌آن‌که قصد تحقیر هم را داشته باشیم . عزیز من! بیا متفاوت باشیم

مدی

ای جونم[قلب][گل]

سجاد بهزاد امین سعید هادی وحید

سلام دسته جمعی به شما نظر ما این است که عشق فقط با اسمان باید باشد نه عشق های زمینی که به هیچ دردی نمی خورد و دیوانگی برای انسان می ماند

سودا

[ماچ]

مدی

فدات شم فرناز جونم چشم حتما یه کم سرم خلوت شه ادامش رو مینویسم

مدی

قربونت برم من کجایی کم پیداییا

مدی

ای جونم [بوسه][قلب]